محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2006

تاريخ الطبرى ( فارسي )

« حمد خداى كه وعدهء خويش را به سر برد و سپاه خويش را يارى « كرد ، بدانيد كه خدا شاهى گبران را محو كرد و جمعشان را پراكند و از « ديارشان حتى يك وجب به تصرف ندارند كه مايهء زيان مسلمانى شود . « بدانيد كه خدا سرزمين و ولايت و اموال و فرزندان آنها را به شما داد كه « بنگرد چگونه رفتار مىكنيد ، از ديارشان دور رفته‌اند و كوفه و بصره از « پادگانهايشان چندان فاصله دارد كه سابقا شما با آن فاصله داشته‌ايد ، « خدا وعدهء خويش را به سر مىبرد و آخر كار را نيز همانند آغاز مىكند ، « در كار خدا آماده باشيد تا به پيمان خويش وفا كند و وعدهء خويش را « انجام دهد ، تبديل نياريد و تغيير مكنيد تا خدا كسان ديگر را به جاى شما « نيارد كه بيم دارم اگر خطرى به اين امت رسد از جانب شما باشد . » ابو جعفر گويد : پس از آن مردم نزديك و دور خراسان در ايام عثمان بن عفان و دو سال پس از امارت وى ، ديگر شدند . بقيهء خبر پيمان شكنى آنها را با تفصيل كشته شدن يزدگرد در جاى خود بياريم ان شاء الله . در اين سال عمر بن خطاب سالار حج بود . عاملان ولايات همانها بودند كه به سال بيست و يكم بوده ، بودند بجز كوفه و بصره كه عامل كوفه و عهده دار جنگ ، مغيرة بن شعبه بود و عامل بصره ابو موسى اشعرى . آنگاه سال بيست و سوم در آمد به گفتهء ابو معشر ، فتح استخر در اين سال بود . در روايت اسحاق بن عيسى هست كه ابو معشر گويد : نخستين فتح استخر و همدان به سال بيست و سوم بود ، واقدى نيز چنين گفته اما سيف گويد كه فتح استخر پس از فتح آخر توج بود .